معين الدين نطنزى

206

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

وافر از او بستد . و در اوان سلطنت او مملكت ماوراء النهر چنان معمور بود كه يايلاقها و قشلاقها به علف‌خوار چهارپايان وفا نمىكرد . ترك و تازيك را رفاهيت مالاكلام حاصل بود و همه طايفه‌اى تمول بسيار به دست آورده بودند . مدت شصت و دو سال عمر داشت . پسر او اميرزاده عبد اللّه بىرخصت پدر ، لشكر به خوارزم برد . خوارزميان به دويست تومان خود را از او بازخريدند . چون مراجعت نمودند امير قزاغن او را بازخواست كرد كه : چرا بىموجبى قصد مملكت مسلمانان كردى ؟ بعد از نكوهش بسيار از سر جريمهء او بگذشت و جمعى را كه مادهء آن حركت شده بودند گوشمال داد . مدّت دوازده سال حكومت كرد كه كارنامهء عدالت انوشروان در جنب معدلت او به گرد رفت . قتلغ تيمور نام كه از اروغ يكى از امراى هزارجات بود و خواهر تركان آقا ، حرم امير قزاغن را در حباله داشت ، به واسطهء جور [ ى ] كه بر هزارهء خود مىكرد از امارت معزول گردانيد و هرچند كه [ تركان ] آقا درخواست نمود تا از سر جرم او بگذرد به جائى نرسيد . از غايت مغابنهء اين قتلغ تيمور در كمين قصد امير قزاغن شد ، تا روزى كه با معدودى اندك به اسم بازپرانيدن سوار شده بود آن شخص فرصت يافت و او را هم در سر شكارگاه بكشت . مملكت آسوده از شئامت آن حركت بهم برآمد ، امرا آن حرام‌نمك را بدست آورده پاره‌پاره كردند و اميرزاده عبد اللّه را به جاى امير قزاغن به حكومت بنشاندند . ذكر سيرت اميرزاده عبد اللّه بن امير قزاغن چون مستعد ، لطيف طبع ، دلاور بود و با اهل فضل ميل خاطرى تمام داشت چون به حكومت نشست از غايت سليم نفسى ، گوش به سخن جمعى از مفسدان كرده بيان قلى خان را بكشت و بالكلى اختيار مملكت را به دست فروگرفت . هنوز يكسال تمام از حكومت او نگذشته بود كه امير بيان سلدوز خروج كرد و مكابره او را در مقر سلطنت فروگرفت ، تا برادران بكشت . پسرزادهء امير قزاغن ، امير حسين ، به